پادشاه بی کسی

اینجا کلبه بیکسیهای من است،اروم بیا تو.


خدایا آلودگی آدم ها از حد گذشته دنیا را چند روز

                 تعطیل نمیکنی؟؟؟؟

 

           

 

دل نده...به آدم ها دل نده!!! تو که از خدایشان عاشق تر نیستی.....!!!!


نان خدای خود را به نیمه نانی میفروشند وتورو به نیمه شبی...!!!

 

هر صبح مادرم میگوید :باز که دیشب آب دهانت بالشت را خیس

کرده...!ومن لبخند میزنمو با خود میگویم:خداروشکر که هنوز از

گریه های شبانه ام بی خبر است....

 

میگویند:شاد بنویس....نوشته هایت درد دارند!

ومن یاد مردی می افتم که گوشه ای می نشست

شاد میزد اما با چشمانی خیس.....

نظر بدین .فدای همتووووووووووووووووووووون........میلاد بیکس


اسمم را فریاد میزند و میگوید

دوستم دارد......

چاره نمیداند من از بوسه های شبانه اش با دیگری خبر دارم.

میشنوی؟؟؟؟

دیگر صدای نفسم نمیاید....

به دار کشیده مرا بغض نبودنت!!!

نظر بدین .فدای همتووووووووووووووووووووون........میلاد بیکس


اینم شرحه حاله منه توی این مدت

             در طوله ترم        حال و روز دانشجویان ایرانی / بمب خنده

.

.

سه روز مانده به امتحان : حال و روز دانشجویان ایرانی / بمب خنده

.

.

دو روز مانده به امتحان : حال و روز دانشجویان ایرانی / بمب خنده

.

.

شب امتحان :    حال و روز دانشجویان ایرانی / بمب خنده

.

.

یک ساعت قبل امتحان : حال و روز دانشجویان ایرانی / بمب خنده

.

.

سر جلسه امتحان : حال و روز دانشجویان ایرانی / بمب خنده

.

.

هنگام خروج از جلسه امتحان : حال و روز دانشجویان ایرانی / بمب خنده

.

.

یک هفته بعد از امتحان : حال و روز دانشجویان ایرانی / بمب خنده

.

.

.



 

نظر بدین .فدای همتووووووووووووووووووووون........میلاد بیکس


گاهی آنقدر دلم از زندگی سیر میشود که میخواهم تا سقف آسمان

 پرواز کنم ورویش دراز بکشم.آرام وآسوده مثل ماهی حوضمان

که چند روزیست روی آب است.

 

 گمشده ی این نسل اعتماد  است نه اعتقاد.

اما افسوس که نه به اعتماد اعتقادی  است  ونه به اعتقادها اعتمادی.

                                                          

        

گرگها هرگز گریه نمیکنند اما گاهی عرصه زندگی چنان بر آنها تنگ میشود


که بر فراز بلندترین قله ها دردناک ترین زوزه ها را میکشند

دلگیر نشو از آدم ها، نیش زدن طبیعتشان است،

 سال‌هاست که به هوای بارانی، می گویند :

 خراب!


داستان از آنجا شروع شد که تو اسمه تمام هرزگی هایت را آزادی گذاشتی . . .

و من از آنجا بی غیرت شدم که فکر میکردم به تمدن رسیده ام !.

باهمه بوده است عجب هرزه ایست تنهائی....

 

 

نظر بدین .فدای همتووووووووووووووووووووون........میلاد بیکس


مهربانانم دوستتان دارم. 

بسلامتی اون مادری که حتی اگر 30 سالتم بشه شبا اگه کنارش بخوابی

 تا صبح نگاه میکنه ببینه یه وقت پتو از روت برنداشته باشی که سردت بشه

 و تو خواب سرما بخوری...موجودی که بی هیچ منتی بهت عشق میورزه

 ولی ما چسبیدیم به عشق دروغی ادما...

 

 

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره

میفهمی پیر شده ! وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ،

 میفهمی پیر شده !وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ،

 میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه . . .و وقتی

میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش

 دلت میخواد بمیری . . .

پدرم ، تنها کسی است که باعث میشه بدون شک بفهمم فرشته ها

هم میتوانند مرد باشند !

 

 

 

   مادر تنها کسی است که میتوان “ دوستت دارم ”هایش را باور کرد ،

 حتی اگر نگوید . . .

 

 

 

به سلامتیه مادرایی که با حوصله راه رفتن رو یاده بچه هاشون دادن ،

 

 ولی تو پیری بچه هاشون خجالت میکشن ویلچرشونو هل بدن !

 

 

 

نظر بدین .فدای همتووووووووووووووووووووون........میلاد بیکس
+ دوشنبه ۳ تیر۱۳۹۲| ۱:۳۶ قبل از ظهر||



قصه برگ و باد.......

آخرای فصل پاییز یه درخت پیر و تنها
تنها برگی روی شاخش مونده بود میون برگا
یه شبی درخت به برگ گفت: کاش بمونی در کنارم
آخه من میون برگا فقط تنها تو رو دارم
وقتی برگ درختو میدید داره از غصه میمیره
با خدا راز و نیاز کرد اونو از درخت نگیره
با دلی خورد و شکسته گفت نذار از اون جدا شم
ای خدا کاری بکن که تا بهار همین جا باشم
برگ تو خلوت شبونه از دلش با خدا میگفت
غافل از اینکه یه گوشه باد همه حرفاشو میشنفت
باد اومد با خنده ای گفت آخه این حرفا کدومه

با هجوم من رو شاخه عمر هر دوتون تمومه
یه دفعه باد خیلی خشمگین با قدرتی فراوون
سیلی زد به برگو شاخه تا بگیره از هر دوتا جون
ولی برگ مثل یه کوهی به درخت چسبید و چسبید
تا که باد رفت پیش بارون بارونم قصه رو فهمید
بارون گفت با رعد و برقم میسوزونمش تا ریشه
تا که آثاری نمونه دیگه از درخت و بیشه
ولی بارونم مثل باد توی این بازی شکست خورد
به جایی رسید که بارون آرزوش این بود که میمرد
برگ نیفتاد و نیفتاد آخه این خواست خدا بود
هر کی زندگیشو باخته ….دلش ازخدا جدا بود..........

نظریادت نره...................میلاد بی کس


تولدم....

 

نه باورم نمیشه که تو منو از یاد بردی تولدم شد بی وفا از تو نیومد خبری
چشمای من خشک شد به در حالا کی بی وفا تره بال و پرش دادم ولی حالا دیگه نمیپره
اینو بدون دستای من گرمیه دستاتو میخواد تورو به عشقمون قسم اون روزارو یادت بیار
 تورو به عشقمون قسم اون روزارو یادت بیار......

ترو خدا بهش بگین صبر منم سر مومده خدا به من بگو چرا خوشی به من نیومده
بهش بگین سراغشو از کس و ناکس میگیرم بهش بگین اگه نیاد تو انتظارش میمیرم......

جز ارزو دیدنش هیچ ارزویی ندارم
اما بدون رسمش نبود جز تو  اخه کیو دارم دلیل رفتنت چی بود
اون که نخواست پیشم باشی باید خودش صبرم بده خدا گرفتی عشقمو جواب قلبمو بده....

تولدم مبارک

ببخشید اگه کسیو خبر نکردم

حالو روزم افتضاحه

نظریادت نره...................میلاد بی کس


تقدیم به عشقم.........

انگاه که درخلوت خود و در غروب تنهایی به سر میبردم ودر خیال خود

برجهایی از رویا می ساختم و خود را تنها ترین عاشق بر روی زمین

 میدانستم....

ناگهان فرشته ای در کنارم فرود امد که به من روح تازه ای بخشید

و امیدهایم را برای اینده تازه ساخت لانه تاریکی قلبم راکه مدتها در

تنهایی و خاموشی به سر میبرد روشنایی بخشید

و ان فرشته مهربان کسی نبود جز تو............

نظریادت نره...................میلاد بی کس


گل من

گل من خبرنداری گلدونت برات میمیره

 

 

                          اگه تو پژمرده باشی گلدونت دلش میگیره

 

 

                         گل من نگو که اونجا دل تو برام میگیره

 

 

               گل من نگوشکستی گلدونت برات میمیره

 

 

 

 

                                    نکنه لگدشه ساقت زیرپای هرغریبه

 

 

 

                       ساده دل نباش گل من که دنیاپرازفریبه

 

 

                         نکنه ی وقت شکستی اخه اشکام داره میریزه

 

                نمیدونی خاطره تو واسه من چقدر عزیزه.....

نظریادت نره...................میلاد بی کس


واااااااااااااااااااااااااای چه حالی دارم من این فصل

سلام

داره میرسه فصلی که من عاشقشم داره میاد

دوستش دارم میدونین چرا؟؟؟

چون همه احساساتمو به خوبی درک میکنه

غم و غصه گریه هامو

همه چیو درک میکنه.

یه سوال؟؟؟

نظرتون درمورد پاییز چیه؟؟؟

خوش حال میشم بدونم

اینم یه شعر به مناسبت فصل پاییز

 

 نظریادت نره...................میلاد بی کس


کاش چون پاییز بودم ، کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم
برگهای آرزوهایم یکایک زرد میشد
آفتاب دیدگانم سرد میشد
آسمان سینه ام پر درد می شد
ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ میزد
اشکهایم همچو باران
دامنم را رنگ می زد
وه ، چه زیبا بود اگر پاییز بودم
وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم
شاعری در چشم من می خواند ، شعری آسمانی
در کنار قلب عاشق شعله میزد
در شرار آتش دردی نهانی
نغمه من ...
همچو آوای نسیم پر شکسته
عطر غم می ریخت بر دلهای خسته
پیش رویم
چهره تلخ زمستانی جوانی
پشت سر
آشوب تابستان عشقی ناگهانی
سینه ام
منزلگه اندوه و درد و بدگمانی
کاش چون پاییز بودم ، کاش چون پاییز بودم
نظریادت نره...................میلاد بی کس


یکی هست

سلام

دوباره اپ کردم.ببخشید اگه تکراری شده وبم

حوصله هیچیو دیگه ندارم.بازم میگم ببخشید

 

 

یکی هست تو قلبم که هر شب واسه اون می نویسمُ اون خوابه
نمیخوام بدونه واسه اونِ که قلب من این همه بی تابه

یه کاغذ یه خودکار دوباره شده همدم این دل دیوونه
یه نامه که خیسه پر از اشکه و کسی بازم اونو نمیخونه

یه روز همینجا توی اتاقم یه دفعه گفت داره میره
چیزی نگفتم آخه نخواستم دلشو غصه بگیره

گریه می کردم درو که می بست می دوستم که می میرم
اون عزیزم بود نمی تونستم جلوی راشو بگیرم

می ترسم یه روزی برسه که اونو نبینم بمیرم تنها
خدایا کمک کن نمی خوام بدونه دارم جون میکنم اینجا

سکوت اتاقو داره می شکنه تیک تاک ساعتِ رو دیوار
دوباره نمیخواد بشه باور من که دیگه نمیاد انگار

یه روز همینجا توی اتاقم یه دفعه گفت داره میره
چیزی نگفتم آخه نخواستم دلشو غصه بگیره

گریه می کردم درو که می بست می دوستم که می میرم
اون عزیزم بود نمی تونستم جلوی راشو بگیرم

یکی هست تو قلبم که هر شب واسه اون می نویسم و اون خوابه
نمیخوام بدونه واسه اونه که قلب من این همه بی تابه

یه کاغذ یه خودکار دوباره شده همدم این دل دیوونه
یه نامه که خیسه پر از اشکه و کسی بازم اونو نمیخونه

نظریادت نره...................میلاد بی کس


عشق من

عشق من ناز نکن بغض من پایون میگیره

یه روزی دست زمونه تورو از من میگیره

وقتی تنها باتوبودن واسه من زندگیه

تورو دیدن تورو خواستن رو کی ازمن میگیره

عشق من قلب این عاشق باتو اروم میگیره

همه ناله های من از اون نگاه دوریه

تورو دیدن تورو خواستن تورو هرجا میبینم

بی تو و عشق تو من همیشه تنها میمونم

عشق من عاشقتم تکرار هر شبانته

همه حرفام به خدا از عشق و از صداقته

باتو بودن توی دنیا واسه من نهایته

عشق من بی کسیو شب باتو پایون میگیره

همه رگ هام از حرارت نگات خون میگیره

باتو بودن توی دنیا واسه من نهایته

تو گمون کردی بری خاطره هاتم میمیره

روزای رفته برام رنگ سیاهی میگیره

اگه صد بهارو پاییز واسه تو گریه کنم

نمیتونم که تورو همیشه از یاد ببرم

من هنوز عاشقتم تاکه چشام بارونیه

همه ناله های من از اون نگاه دوریه

تورو دیدن توی دنیا واسه من نهایته

عشق من بی کسیو شب باتو پایون میگیره

همه رگ هام از حرارت نگاهت خون میگیره

باتو بودن توی دنیا واسه من نهایته....................

نظریادت نره...................میلاد بی کس


بگید بباره بارون

بگید بباره بارون       دلم هواشو کرده

                 بگید تموم شدم من  بگید که بر نگرده

بهش بگین شکستم

                           بهش بگین بریدم

نه اون به من رسید و نه من به اون رسیدم

 

برین به به زیر بارون

     خراب و درب و داغون

                            از ادما فراری از عاشقا گریزون

 

بذار کسی نبینه غرور گریه هامو

                         بذار کسی نفهمه غم تو خنده هامو

 

تنم داره می لرزه تو این هوای هرزه

          گاهی نداشتن دل

                    به داشتنش می ارزه

نظریادت نره...................میلاد بی کس


سلام سلام سلام سلام

من اومدم خوش حال و سرحال

 

بچه ها حس میکنم وبم یکم تکراری شده میخوام با کمک شما یه تحولاتی توش بدم اما من نمیدونم دوستام چه موضوعی دوست دارن

 

ممنون میشم بگین چه موضوعی دوست دارین.بوس بوس منتظرم

نظریادت نره...................میلاد بی کس


میام ولی معلوم نیست کی. . .

بچه ها شرمنده من یه مشکلی واسم پیش اومده تا یه مدت اپ نمیکنم

واسم دعا کنین تورو خدا تا هفته ی دیگه بای همه

 

دوستت دارم

نظریادت نره...................میلاد بی کس


توجه                                                                          توجه

 

به دلیل استقبال دوستان دوباره اپ کردم بدون نظر نرین

 

با کلی عشق و علاقه به یه بنده خدا گفتم I love you
میگه با منی منم گفتم پـَـ نه پـَـ با پی ام سی ام

 

 

بهش میگم: زود باش دمپاییتو بده تا سوسکه نرفته… میگه:مگه میخوای بکشیش؟… نه پَ میخوام بدم سوسکه پاش کنه !!!

 

 

 

 رفتم به همسایه مون می گم تخم مرغ داری؟
می گه می خوای غذا درست کنی؟
پَ نه پَ ، می خوام بخوابم روشون تا جوجه بشن بفهمم مادر بودن چه حسی داره!!

 

رفتم پرنده فروشی میگم آقا قناری‌های نر و مادتون کدومان ؟
میگه میخوای بخری ؟
پَ نه پَ مامور منکراتم اومدم ببینم قفسشون یه وقت مختلط نباشه

 

 

به مامانم میگم: فکر کنم دیگه وقتشه از تنهایی در بیام،هر چی باشه بیست و شش سالمه مامان… میگه: یعنی زن میخوای پدرسوخته؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه داداش توپول موپول میخواستم روم نمیشه مستقیم به بابا بگم

 

 

رفتم مرغ سوخاری بخرم یارو میگه همین‌جوری میبری؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه شـــ ـــورت پاش کن جلو مهمونا خجالت نکشه

 

 

پشه نشسته رو پام داره خونمو می خوره , دستم رو بردم بالا بزنمش یهو داداشم میگه اااا می خوای بکشیش؟! پَـــ نَ پـَـَـ خونش رو خورده می خوام بزنم پشتش آروغ بزنه ببرم بخوابونمش

 

 

دم دستشویی عمومی واستادم تا نفر قبلی بیاد بیرون، اومده بیرون، میبینه دارم پیچ و تاب میخورم میگه دستشویی داری؟؟

میگم پـــ نه پـــ ، دارم با صدای موزیکی که نواختی تمرین رقص عربی میکنم! 

 

 

ساعت۶صبح میبینم سر و صدا میاد میدوم میرم پیشه بابام.بابام میگه چیه پول میخوای؟؟؟

میگم پ نه پ اومدم بوست کنم بگم مواظب خودت باش ظهرم واسه ناهار زود بیا

 

 

(منو داداشم دو قلوییم)در حال قدم زدن بودیم داداشم چند متر جلوتر از من راه میرفت یارو اول داداشمو دید اومد جلوتر منو دید, رنگش پرید برگشت گفت دو قلویید گفتم:پـَـــ نَ پـَـــ اجسام از آنچه در آینه می بینید به شما نزدیك تر است

 

 

این یکیه واقعیه فقط مامانم به داداشم گفت:

حموم بودم، مامانم می زنه به در می گم بـــله ؟ می گه حمومی ؟ می گم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اینجا لندنه، صدای منو از رادیو بی بی سی می شنوی.
میگه : در زدم بگم مهمونها اومدن دختراشون هم رفتن تو اتاقت داران با کامپیوترت کار میکنند ، لباس و حوله ات رو هم از پشت در برمیدارم که امشب رو لندن بمونی تا فهم درست جواب دادن رو یاد بگیری، آها
یه چیز دیگه احتمالا آبگرمکن رو هم خاموش میکنم

 

نظریادت نره...................میلاد بی کس


تا اخرش بخونین قشنگه

  • سلام

دیدم خیلی وبلاگم غمگین شده گفتم اینارا بنویسم یکم روحتون شاد بشه

نظریادتون نداره

  1. با دوستم رفتیم تو یه مغازه ی شلوغ که عسل طبیعی میفروشه؛ نوبت ما که میشه طرف میگه:شمام عسل میخواین!؟ ، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوریم اومدیم استخدام شیم

 

  1. داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت
    همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟
    پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم

 

  1. در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه

 

  1. کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده:
    آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟
    پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام

 

  1. گاو اولی : ماااااااااااااااا گاو دومی : مااااااااااااا؟؟؟؟؟ گاو اولی : پـَـــ نــه پـَـــ اونا !!!!!!!!!!!!!!

 

  1. بچه داییم به دنیا اومده. همه خوشحال و اینا. مامان بزرگم برگشته میگه حالا میخاین براش اسم بذارین؟
    پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخایم همین جوری ولش کنیم اسمش بشه نیـــــو فولدر

 

  1. رفتم دستشویی عمومی در میزنم میگم یکم سریع تر. میگه شمام دستشویی داری؟
    پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم شما کم و کسری نداری ؟!

 

  1. شب ساعت ۱۱ اومدم خونه بابام آیفونو برداشته میگه میای بالا؟ پـَـــ نــه پـَـــ آشغالا رو که میاری پایین ماهیانه منم بیار !!!

 

  1. رفتم درمونگاه , منشیه میگه : مریض شمایید؟ پـَـــ نــه پـَـــ من میکروبم , اومدم خودمو معرفی کنم

 

  1. به دوستم میگم یه ذره حجابتو درست کن ... میگیرن ! میگه کی ؟ نیروی انتظامی ؟ پـَـــ نــه پـَـــ دست اندرکاران شبکه فشن تی وی !

 


با جي اف ام رسيدم دم در بعد ميكم: كليدتو بده ميكه:مي خواي درو باز كني؟ميكم:{-7-} پـَـــ نــه پـَـــ مي خوام بدمش حسين تهي از معطلي در بياد!

 

نظریادت نره...................میلاد بی کس


من اومدم..........

سلام دوستای گلم ببخشید چند روز نبودم با دوستام رفته بودیم مسافرت

 جاتون خالی خیلی خوش گذشت کلی حال داد همین دیگه خلاصه

 ببخشید نبودیم دوستتون دارم

 

 

 


عزيز دلم جدائي مکن / جهان کوچکيست ، بي وفائي مکن
ببخش عاشقت را و منت گذار / من که گريه کردم ، عاشق آزاري مکن . . .

 

ز تلخی سکوتت من چه بگویم / همان بهتر که از غم ها  نگویم

تو کاری کرده ای با بی وفایی / دگر از عشق خود با کَس نگویم .

 

کاش همانطور که از شکستن تکه ای شیشه بر میگردی و نگاهش میکنی

وقتی دل مرا شکستی ، یکبار بر میگشتی

فقط نیم نگاهی میکردی . . .

 

هرگز نشد بیای پیشم بگیری دستای منو
بدونی من عاشقتم گوش کنی حرفای منو

تو بی وفا بودی ولی اونی که برات میمرد منم
تا زنده ام دوست دارم اینم کلام آخرم . . .

نظریادت نره...................میلاد بی کس


رفیق فقط کلاغ نه به خاطر کلاغ بودنش به خاطره یه رنگیش

معرفت فقط معرفت کرم نه به خاطره کرم بودنش به خاطره خاکی بودنش

مرام فقط مرام گاو که نگفت من گفت ما

صفا فقط صفای مورچه که هر وقت گریه کرد کسی اشکشو ندید

 

 

چه ساده در میان گریستن خویش زاده می شویم و چه ساده در میان گریستن دیگران می میریم و د فاصله ی این دو سادگی چه معمایی میسازیم

 

زندگی

نظریادت نره...................میلاد بی کس


ادما. . .

ادما از جنس برگند گاهی سبزند گاهی پائیزن و زردن زمستون دیده نمیشند تابستون سایبون سبزند ادما خیلی قشنگند حیف که هر لحظه یه رنگند. . .
نظریادت نره...................میلاد بی کس

زندگی چیه؟؟؟

زندگی واسه ما ادما مثل دفتر۲۰۰ برگ میمونه

اولش خوش خط مینویسی و دوست داری به اخرش برسی

وسطاش خسته میشی بد خط مینویسی و هی برگه حروم میکنی

اما اخرش که رسیدی جا کم میاری وحسرت میخوری که چرا برگه هاشو

 حروم کردی

نظریادت نره...................میلاد بی کس


...

اسکله ی ناز چشمات حریم امن قایقم

توساعت یه ربع عشق عقربه ی دقایقم

گرمی دستای تورو به صدتا دریا نمیدم

هر وقت که یارم تو بودی بی کسی را نفهمیدم

توبند دل سلول عشق حبس نگاتو میکشم

اما بازم رو میله ها ناز نگاتو میکشم

ای قصه ی بی سر و ته شعربدون قافیه

برای مرگ لحظه هام نبودن تو کافیه

نظریادت نره...................میلاد بی کس

دوستت دارم

کناره پنجره نشسته بودم کبوتری کنارم امد نامه ای به پایش بسته بود

خواستم جواب نامه را بنویسم قلم نداشتم استخوان پایم راشکستم و قلم

 تهیه کردم

خواستم روی چیزی بنویسم کاغذ نداشتم  سینه ام را شکافتم و کاغذ تهیه

کردم

خواستم در چیزی بزنم جوهر نداشتم شاهرگم را زدم و جوهر تهیه کردم

در لحظه های اخرعمرم بود که نوشتم

دوستت دارم

نظریادت نره...................میلاد بی کس


فقط توووووووووووووو

توی روزگاری که دل واسه ی شکستنه

قیمت طلای دل قدر سنگ و اهنه

بین این همه غریبه یه نفر مثل تو میشه

اشنایی که تو دلم میمونه واسه همیشه

تو نباشی چه کسی منو نوازش بکنه

با صبوری با من دل خسته سازش میکنه

تو نباشی نمیخوام لحظه ای را سر بکنم

نمی دونم من بعد تو چی را باور بکنم

نمیتونم نمیتونم که تورا رها کنم

بعد تو من چه کسی را عشق صدا کنم

توی روزگار که دیگه عشق رسم زندگی نیست

وقتی تو دلها سنگی هیچ کس همیشگی نیست

بین این همه غریبه یه نفرمثل تو میشه

اشنایی که تو دلم میمونه همیشه

نظریادت نره...................میلاد بی کس


یه روز ماهی به من گفت تو نمیتونی اشکای منو ببینی چون من تو ابم اما اب جواب داد من اشکای تورو حس میکنم چون تو توقلبمی
[ چهارشنبه یکم تیر 1390 ] [ ] [ بهناز ] [ 6 نظر ]


اس خارجکی

my eyes,miss u

my feel,love u

my hand,need u

my mind,calls u

my heart,for u

my life,is u

i love u

thosa have most power hurt us,that we love
 
نظریادت نره...................میلاد بی کس

خیانت

کاش هرگز در محبت شک نبود تک سوار مهربانی ها تک نبود کاش بر لوحی که در جان و دل است واژه ی تلخ خیانت حک نبود


 

در این شبها چه خاموشم به یاده تو هم اغوشم به من گفتی وفاداری چه شد کردی فراموشم؟؟؟

[ سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390 ] [ ] [ بهناز ] [ 3 نظر ]


تنهایی

در نهان به انانی دل میبندیم که دوستمان ندارند و در اشکار از انانی که دوستمان دارند غافلیم شاید این است دلیل تنهایی ما
نظریادت نره...................میلاد بی کس


غم نگاه اخرت تو لحظه ی خدافظی

گریه ی بی وقفه ی من تو اون روزای کاغذی

قول داده بودیم به هم که تن ندیم به روزگار

چه بی دوام بود قول ما جدا شدیم اخرکار

تو حسرت نبودنت من با خیالتم خوشم

با رفتنت ازاین دیار ارزوهامو میکشم

کوله بارم پرحسرت تو دلم یه دنیا درده

مثل اواره ای تنها تو خیابونی که سرده

باز خیالت به سرم میزنه گریم میگیره

اروم اروم دل تنگم داره بی تومیمیره. . . . . .

نظریادت نره...................میلاد بی کس


خیلی سخته که بغض داشته باشی اما نخوای کسی بفهمه

خیلی سخته که عزیز ترین کست ازت بخواد فراموشش کنی

خیلی سخته که سالگرد اشنایی با عشقت را تنهایی جشن بگیری

خیلی سخته که روز تولدت همه بهت تبریک بگن جز اونی که فکرمیکنی به خاطرش زنده ای

 

نظریادت نره...................میلاد بی کس

بغلم کن

بغلم کن عشقه خوبم بذار حس کنم تنتو

از حرارت بمیرم بگیرم عطر تنتو

واسه من اغوشه گرمت تنها جای امن دنیاست

ساز اشنای قلبت خوش ترین اهنگ دنیاست

منو که بغل بگیری گم میشم تو شهره رویا

بند میاد نفس تو سینم مثل مجنون پیش لیلا

به تو شفاف و برهنه دل سپردم بی محابا

بغلم کن تا نمیرم بی تو تو دستای سرما

مثل دامنه فرشته شب ما قدیس و پاکه

حتی ماه به حرمت ما عاشقونه تر می تابه

[

بی تو

بی تو بودن کاره من نیست تا دلت نرفته برگرد

ما که راهمون یکی بود چرا جاده مارو گم کرد

بغض تو با گریه ی من با شکستن وا نمیشه

تا تو دستامو نگیری گم شدن پیدا نمیشه

جاده هارو با خیالم رج بزن پای پیاده

نکه تنها بودن ما واسه هر دومون زیاده

خودمو پشت سرتو توی جاده کشیدم

رد تو نمیگرفتم به خودم نمیرسیدم

تو کنارمن یه کوهی من کنارتو یه دریا

مارو با هم ارزو کن من باتو تمام دنیام

نظریادت نره...................میلاد بی کس

+ دوشنبه ۳ تیر۱۳۹۲| ۱:۱۹ قبل از ظهر||








اَز حال ِ من میپُرسی ؟!

نفس میکشم ،

تا بجای ِ مُرده ها خاکم نکنند ...

اینگونه اَست حال ِ من ...

چیزی نپُرس !




تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netدوستای گلم دلم واسه همه تون یه ذره شده بود نزدیک به سه ماه نیومدم نت ببخشید از اینکه جواب ندادم خیلی خوشحالم که بازبرگرشتم پیش همه تون امیدوارم بازم مثل همیشه بهم سربزنید و خوشحالم کنیدتو این مدت که نبودم سنگ تموم گذاشتید مرسی از همه تون جبران میکنم قول میدم ازاین به بعد هرروز سربزنم و جواب همه تونو بدم راستی اونایی که منو لینک کردن ولی من متاسفانه یادم رفته لینکشون کنم حتما بهم خبربدن مسی کوچیک شما الناز........

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

                                       تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد  

¤اگه یه روز حس کردی نبودن یه نفر بهتر از بودنشه،چشماتو ببند به نبودنش فکرکن اگه چشمات خیس شد بدون داری به خودت دروغ میگی.....




 

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيدعشق و انتظار


تنها که باشی تمام دنیا دیوار و جاده است .تمام دنیا پر از پنجره هایی است که پرنده ندارند …پر از کوچه هایی که همه ی آن ها برای رهگذران عاشق به بن بست می رسند ! فکر کن پای این دیوارهای سرد و سنگین چه لیلی ها و مجنون ها که می میرند ! خون بهای این دل های شکسته را چه کسی می دهد ؟! 

میخواهم بادلی که سالهاانتظاردیدنت را میشکد نامه ای بنویسم نامه ای بنویسم بادستانی مملو از عشق دستانی که گرمای دست تور میخواهد تا دوباره جان بگیرد میدانم قرار نیست این را هم بخوانی …قرار نیست بیقراری ام را بفهمی ! قرار نیست بدانی که چند جای این نامه با اشک خیس شد و چند واژه را پنهان کرد …قرار نیست بفهمی که دوست داشتن چقدر سخت و عشق چه درد بزرگی است …قرار نیست که بفهمی چقدر دوستت دارم !و چه اندازه این دوست داشتن پیرم کرد…اما برایت این نامه را می نویسم برای روزی که تو هم دلتنگ باشی ! دلتنگ کسی که دوستش داری…برای روزی که هزار بار پشت پنجره رفته باشی و هزار قاصدک را بوسیده باشی ! برای روزی که به هوای هر صدای پایی تا دم در دویده باشی و با بغضی سنگین در انتظارش نشسته باشی ! برای شب هایی که در تمام فال های حافظ هم خبری از آمدنش نباشد و هزاربار پیراهنش را بوییده باشی !

توفکرمیکنی چقدر طول میکشد؟آن روز چقدر از هم دور شده ایم ؟ پای کدام بن بست کنار کدام درخت پایین کدام پنجره برای آخرین دیدار گریسته باشیم ؟

هنوز زود است …برای تو که از حال دلم غافلی زود است ..نباید بفهمی که این روزها چقدر دلتنگم …نباید بفهمی که قدم هایم هر روز پیر و پیرتر شده اند ! و هر روز سایه ام ،کمرش خم و خم تر می شود !این روزها برای گریستن دیگر باران را بهانه نمی کنم …برای بیقراری ام سراغ پنجره ها نمی روم …وقتی قاصدکی روی شانه ام می نشیند دیگر از تو خبری نمی گیرم شاید نشانی ام را گم کرده ای…گیسوانم یک در میان سپید و سیاهند مثل روزهایی که یک در میان شاد و ناشاد می گذرند! کوچه ها را که نگو …بی خبرتر از آن می گذرم که پنجره ای برایم گشوده شود …تکان دستی ، سلامی…خیال کن غریبه ای که او را هیچ کس نمی شناسد !هنوز هم ایستگاه ها را دوست دارم …نیمکت هایی که بوی تنهایی می دهند .هنوز هم انتظار را دوست دارم .هنوز هم زل می زنم به هر قطاری که می گذرد …به دست هایی که توی هوا تکان می خورند و به بوسه هایی که میان دود …گم می شوند ! خوش به حال قطارها همیشه می رسند …اما من …هیچ وقت نرسیدم ! هیچ وقت …تمام زندگی ام فاصله بود …

این نامه باشد برای روزی که یکی از این قطارها مرا هم با خودش برده باشد …چمدانی پر از نامه جا می ماند برای تو، از مسافری که عمری عاشقت بود …

کاش بفهمی عاشقانه اغوشم رابازمیکنم برای دوباره دیدنت



+ دوشنبه ۳ تیر۱۳۹۲| ۱:۹ قبل از ظهر||


 


عشق



وقتي هيچ چيز جز عشق نداشته باشيد آن وقت خواهيد فهميد که عشق براي همه چيز کافيست

when you have nothing left but love than for the first time you become aware that love is enough


عشق گلي است که دو باغبان آن را مي پرورانند

love is flower that is made to bloom by two gardeners




عشق اقيانوس وسيعي است که دو ساحل رابه يکديگر پيوند ميدهد

love is wide ocean that joins two shores



عشق يعني ترس از دست دادن تو

love is afraid of losing you



خوبم؟!؟!

نگـــــــران نباش،حــــال مـــن خـــــــوب اســت
 
بــزرگ شـــده ام …

دیگر آنقـــدر کــوچک نیستـم که در دلــــتنگی هـــایم گم شــــوم

آمـوختــه ام، که این فـــاصــله ی کوتـــاه، بین لبخند و اشک نامش ” زندگیست ”


آمــوختــه ام که دیگــر دلم برای ” نبــودنـت ” تنگ نشــــود…


راســــــتی، بهتــــــــــر از قبل دروغ می گویــــم…” حــــال مـــن خـــــــوب اســت ” … خــــــوبِ خــــوب…...


دوستت دارم...

اگر کلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست اگر کلمه دوستت دارم راضي کننده و تسکين دهنده قلب هاست اگر کلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر کلمه دوستت دارم نشانگر عشق راستين من به توست اگر کلمه دوستت دارم کليد زندان من و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم دوستت دارم

      


می گــــــــــــــذرد؟!


نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی...
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.

دلم گرفته...


حال و هوای من...

این روزا حال وهوای خاصی تو ذره ذره وجودمه.بیکارم و اروم

نه دغدغه ی فکری دارم نه تشویش.اروم اروم

دلم میخواد برم کوه برم بیرون یه خورده قدم بزنم فکر کنم اکسیژن بسوزونم

نمیدونم چه حس و حالیه ولی عالیه.یه حس مبهم...یه حس سرخوشی

یه حال پرواز

همیشه این حال و هوامو دوست داشتم و دارم

یه بغضی میشینه تو گلوم یه غمی تو دلم یه حس تنهایی تو تموم وجودم بی خبری و بی تفاوتی تو ذهنم

نمیدونم چرا اینطوریم ولی واسم  نااشنا نیست

ادما با همین حساشون زندن.حس دوست داشتن عاشقی غم فراق نگرانی دلشوره

خدا جونم چطوری؟بابت همه چی ممنون.هزار بار شکرت

تو همه چی که دقیق میشی میبینی همه چیز اسرار امیزه یه رازه

این روزا همه چی ختم میشه به تو خدا جونم به خواست تو به حکمت تو به رحمت تو.اصرار نمی کنم هر چیزی که به صلاحمه مقدر کن.خودتو ازم نگیر بقیه هر چی که باشه مهم نیست.

 


جنایی..

عاشقی جرم قشنگی است

در انکارش مکوش

 


من و مریضام و خدام...

تو این سه ساله که دارم بیهوشی میخونم و هفته ای حداقل سه روز تو

 بیمارستانم با مریضام زندگی یه جور دیگه واسم معنی میشه

 

روزایی مریضایی میان که مرگشون حتمی مریضایی که اخرین روزا رو

 میگذرونن داغون میشم گاهی وقتا از دست خدا شاکی میشم اخه چرا یه

 دختر۲۱ ساله باید سرطان بگیره؟چرا یه خانم ۳۰ ساله با بچه توی

 شکمش سرطان بگیره؟اخه چرا خدا جونم؟تا اونجایی که من تو این

۲۰سال تو رو شناختم مهربون بودی

 

 اخه چرا ؟

 

ببخش که گاهی از دستت شاکی میشم ولی...

راز یک زندگی خوب و زیبا این است

که امروز با خدا گام برداری

و

برای فردا به او اعتماد داشته باشی.

دوست دارم خدا جونم

ببخش


میشه خدا رو حس کرد تو لحظه‌های ساده 
تو اضطراب
عشق و گناه بی‌اراده 

بی‌عشق عمر آدم بی‌اعتقاد می‌ره 
هفتاد سال عبادت یک شب به باد می‌ره 

وقتی که عشق آخر تصمیمش‌و بگیره 
کاری نداره زوده یا حتی خیلی دیره 

ترسیده بودم از عشق، عاشق‌تر از همیشه 
هر چی محال می‌شد، با عشق داره میشه 

عاشق نباشه آدم حتی خدا غریبه‌س 
از لحظه‌های حوا، هوا می‌مونه و بس 

نترس اگر دل تو از خواب کهنه پاشه 
شاید خدا قصه‌تو از نو نوشته باشه 

ترانه سرا: دکتر افشین یداللهی

 

 


مادر...

به هر کجا پا می گذاری عشق را بگستران:اول از همه در خانه ی خویش....بگذار هر کسی که پیش تو می آید با روحیه ای بهتر و شادتر حضور یابد.مظهر مهربانی خداوندی باش.مهربانی در چهره ات،مهربانی در تبسمت و مهربانی در برخورد گرمت(مادر ترزا)

در این جهان نیاز به محبت و ستایش بیش از نیاز به نان است(مادر ترزا)

 



...

دلتنگ کودکیم!

یادش بخیرُ

قهر میکردیم تا قیامت

و لحظه ای بعد -قیامت- می شد..


                                   

چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن

در جاده ای که در آن -هیچ بادی-نیست...




خدایا:

 زندگیم را آنقدر سخت نگردان

 که تو را به خاطر نجات از سختی ها بخواهم




+ یکشنبه ۲ تیر۱۳۹۲| ۱۷:۴۳ بعد از ظهر||



 




هـنـگـآم ِ بـآرش ِ بآران ..

سـرت رآ رو بـه آسـمـآن نـگـیر !

مـن بـه بـوسـه هـآی ِ بـآران

روی ِ صـورتت هـم حـسـودی مـیـکـنم ...





ه بی تَــ ــفآوِت زِنــ ــ ـدگــی میـــ ــــ ــــکنند!

آدَمـــ ــــ ـــ ـــهآ...

بی آنکه بدآنـــند دَر گــ ــــ ــــوشه ای اَز دُنـــ ــــ ـــیا

تــــ ــــ ــمام دُنـــ ـــــ ــــیای کَــ ــــــ ـــسی شُـده اَند....




فاجعــــه یعنى…

آنقدر در تو غــرق شـــده ام

که از تلاقـــى نگاهـــم بادیگرى

احســـاس خیانــت میـــکنم!!

عشـــق یعنى همین ...




 






همیشه دوستت خواهم داشت


تــــــــــــاوان
آن هر چه بـــــــــاشـَد . . . بــــاشَد ...!



 
 


دلتنگ توئم

تو آن جایی
و من اینجا
در این فکر
که تا چه حد دوستت دارم

در این فکر
که تا چه حد برایم با ارزشی

در این فکر
که تا چه حد دلتنگ توئم

تو آن جایی
و من اینجا
در این فکر
که تا چه حد در اشتیاقِ
با دیگر
در کنار تو بودنم

در این فکر
که چگونه بیش از همیشه
قدر آن زمان
که در کنار هم خواهیم بود را
خواهم دانست

دوستت دارم



 
يــاد اون شبـــها بخير ...!

كه تا صــ ــبح

اس ام اس بازی ميكرديــ ــم

و تـــ ــو ،

آخرش می نوشتــ ــی :

"كــ ـآش الان پيشت بـ ـودم ...!"




 
 

פֿوבم رآ پُشتـ ـ نـقـ ـآبـ ـ قـ ـآیـم مے ڪُنَـم

تـ ـآ ڪَسے...

چِشـم هآے پُفـ ـ ڪرבه ام رآ نَبینـב

غَـґ پِنهآטּ בر صِـבایم رآ نشنوב

وَ פس نڪنـב مُـ ـرבه ام...!





 
 



 براﮮ بعضـــﮮ בرבها نــﮧ میتواלּ گریــــــــﮧ کَــرב . . .


نــﮧ میتواלּ فریــــــآב زב :براﮮ بعضـــﮮ
בرבها
فقـــط میتواלּنگــــاه کَرב و بــﮮ صـــــבا شکستــ . . .همیـــלּ



 



 ارزو هایـــــــ ــــــم هواییـــــــ میـــشونــــــــ ـد ...

بهـ بــــ ـاد میــــ ـرونــد ...

دود میـــ ـشونـــد ...

حســـ میکنــــ ـم معتــ ـاد حسرتـــــ هایـــــ ـم شــ ـده ام ... 


 
عکس های عاشقانهعکس های عاشقانه


مـهم نیستــ בیـگراלּ چــہ مے گویند
همیــלּ ڪه مـלּ میگویم : تــــــــــــ♥♥♥ــــــــــو

و تــــــــو میگویے : مـــــלּ ، بـــس است ...



 
    Romantik Kumsal ResimleriLove



پیشـآنــے ام ..،

چـَسـبـیـدَלּ بـه سیـنـﮧ اے رآ مـیـخـوآهـَد ..،

وَ چـِشـم هایـَم ..،

خـیـس کـَردלּ پـیـراهـَنــے رآ ..،

عـَجـَب بـُغـض ِ پـُر تـَوقـعــے دآرم مـَלּ اِمـروز. . !



 
نفســــــــــم به شماره می افتد ...

با صدای نفس هایت ...

آن هنگام که آهسته ...

در گوشم می گویی ...

دوســــــتت دارم ... عشقم !






برچسب‌ها: اتفاق2
+ یکشنبه ۲ تیر۱۳۹۲| ۱۷:۳۸ بعد از ظهر||


خـــُدایـــا(!)
مـــی تــَوانَـــمـــ اَنـــدَکـــی با تــو خَلوَتـــ کُنَمـــ؟؟؟

قـــول مـــی دَهَمـــ بیشتـــَر از چــَند لَــحــظهـــ وَقـــتــَتـــ را نَگـــیرَمــــ!

گــوشَتـــ را جـــلو بیاوَر...

بیا

بیا نــَزدیکـــ تر...

"من خستـــهـــ اَمـــ"

مـــی شـــِنَـــ وی؟؟؟





آهای ِ روزگار !!

برایم مشخـــص کن ..

اینبــار کــدام سازت را کوک کــرده ایی تا برایم بزنـــی ؟؟

می خواهـــم رقصــم را با سازت ..

هماهنگ کنم ... !!






صدای پایکوبی نیست

صدای کوبیدن پای من است بر زمین

ازتوچه پنهان گاهی در فراقت مثل کودکان بهانه گیر می شوم

من .........تو ........... را .............می خواهم



گفته هایت را روی سنگ حک کردم

تا دراولین فرصت روی سرت بکوبم

تابفهمی

مزخرف گفتن درد داره...





نـــگـــــــاهــــم کـــن

مـــــــی بینـــــــــی . . .؟

ایــن ویــــرانــکـَــده ، آثــار بــاستانـــی نــیست . . .

مـَـنـَـــــــم...........!!

امــــــــــــــــــان ازخنده ای که ...

وسطش ...

بـغــــــض کـنــــی ...!!




شاهــــــــــــــــــکار نکرده ای...!!!

این راه های کپک خورده ی کهـــــــــــــــــــنه را


هر کســــــــــــــــی بلد است دوره کند...!!!

"مانـــــــــــدن، سخت تر بود"...




دردهــ ــــ ــــــ ـایم را تقسیـــ ـــــ ــــ م میکنم

نیمــ ـــ ــی برای خـــ ـــــ ـط های خالـ ــــ ـــی دفترم

نیمی بــ ـــــ ـرای عروســ ـــــ ــــ ـکم !

نـ ـــ ــــه!! این عــ ــــ ـــ ــادلانه نیست

پس سهـــــ ــــ ـــم تو که دلیـــــ ـل همه دردهایــــ ــی چه ؟!!!

وقتــــــی چــــــشمانــــــم را روی هــــــم میگــــــذارم...

خــــــواب مرا نمــــــیبرد!

تــــــو را مــــــی اورد..

از میان فرســــــنگها فاصـــــــله !!!


گـآهـے اوقــآتــ בلـَم میــخـــوآهـَב פֿـرمـآیـ ـ ـے بـخــورَґ


و بـَـرآے خــوב فــآتـِحـﮧ اے بــِفـْرسـتـَمـ ـ‌


شــآבیـش اَرزآنــے كـَـωـآنـ ـ ـے  كـِـﮧ 


رَفـْتـَنــَم رآ لـَحـْظـﮧ شمــآرے میـكـَرבنـــــב..




+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1391ساعت 18:49  توسط Šąӎãňęĥ  |  8 نظر



Sämänëh

چـقـدر خـوبـه یـکـی بـاشـه

 یـکـی بـاشـه کـه بـغـلـت کـنـه

سـرتـو بـزاری روی سـیـنـش آرومـت کـنـه

حـُرم نـفـس هـاش تـنـت ُ داغ کـنـه

 عـطـر دسـتـاش مـوهـاتـو نـوازش کـنـه

 چـقـدر خـوبـه چـقـدر خـوبـه

 کـه آروم دم گـوشـت بـگـه

غـصـه نـخـوری هـا

 من کــ♥ ـــنـــ ♥ ـــارتـــــــ ♥  ـــــــــم....


Sämänëh

 


Sämänëh



یاد گرفتـــه ام 

انسان مدرنـــی باشــــم

و هــر بار که دلتنـــــــگ میشــــوم 

بـه جای بغـــــض و اشــــک

تنهـــا به این جملـــه اکتفــا کنـــم کــه 

هوای بـــد ایــن روزهــا

آدم را افســــــــرده میکنـد .



Sämänëh






/**/





Sämänëh


رفــــــــــــت؟


 
بــــــــــه سـلامــــــــــت!

 
مــــــن خـــدا نــيــستــم کــــــه بــگــويــمــــــــ:

 
صــــد بـــــار اگـــر تـــوبه شـکسـتـي بـــاز آي.....

 
آنــــــکه رفـــــــت

 
بــــــــه حـــرمت آنــچــه بـــا خـــود بـــــرد......

 
حـــــق بـــرگــشــــت نــــــدارد.....

 
رفـتـنش مـــردانـــه نــبــود.......

                          لااقـــل مـــــرد بــاشـد بــــر نــــگــردد...



Sämänëh


وقـتـي‌ کـسي‌ رو پـيـدا کــردي ؛

کــه کنـارش بــدون هـيچ دلـيـلـي ،

فـقـط بـه خـاطـر ايـنـکه کـنارشـي ! خـوشـحـالــي‌ ....

ديـگه بـه درک کـه بـقيـه چـي‌ مـيـگـن !

کـنـارش بـاش و از کـنـار هــم بــودن لـــذت بـبـر ...


 



روی دیوار


روی سایه ایـــــ که به جا مانده از تو


چشــــم می کشم و دهانی که بخندد


به این همه تنهایی و انتـــظار ...


این خانه بعد از تو فقـــــط دیوار استـــــ


و تکه ذغالی که خطــــ می کشد


نیامدنتـــــــــ را ...



آهنــگ زنــگ من روی موبایلت با بقیه فــرق داشــت !


ولــی آهنگ زنگــت رو موبایلــم مثل بقیــه بــود !


تــو به خاطــر اینکه بفهمــی منــم ...


و مــن به خاطــر اینکه بــا هر زنــگ فکــر کنم تویــی ...!







بـــه خدا ســــخت اســـت میــــان هـــق هـــق شبــــــانـه ات.......


نـفس کــــم بیـاوری......


و او بـــه عشــق جدیــــدش بگـــــوید..... ­....


نـــــــفـــــس ­.......


می ترسم از بعضی آدمها ...

آدمهایی که قضاوتت می کنند ...

آدمهایی که امروز قدرشناس محبتت هستند و فردا طلبکار محبتت ...

آدمهایی که مدام رنگ عوض می کنند ...

امروز سفیدند، فردا خاکستری، پس فردا سیاه ...

آدمهایی که فقط ظاهرا آدمند ...

چیزی هستند شبیه مداد رنگی های دوران بچگی مان !!
هر چه بخواهند می کشند ...
هر رنگ که بخواهند می زنند ...


یکنفر در ھمین نزدیکی ھا...

چیزی به وسعت یک زندگی ....

برایت جا گذاشته است ...

یکنفر که از ھمه زیبایی ھای دنیا

تنھا تو را باور دارد ...

خیالت راحت باشد

آرام چشمھایت را ببند

یکنفر برای ھمه نگرانی ھایت بیدار است




یه نفر ازم پرسید : میشناسیش؟؟!


هزارتا خاطره ازت اومد جلوی چشمم ،


اما فقط یه لبخند زدم و گفتم : میشناختمش…


تـنـہاجـملـِﮧاـے است کـﮧٍ اَز گفتنش هیچگـاه פֿـستِـﮧ نِمے شوґَ

و تنهـآ جملـﮧاـے استـ کـِﮧ تــُو از شنیدنش

هیچـگاه פֿـستـﮧ نمـیشے

بـارها بارها

بـﮧ تکـرار

פֿـواهـمْــ گـفتــ:
دوستـتـــ دارمْــــــــــــــ ـ







کسی که از صدا میگفت:به لب مهر سکوتم زد

مرا بالای بالا برد ولی سنگ سقوطم زد

چه ها گفتند و نشنیدم بدی کردند و بخشیدم

به زیر تیغ اشکم ریختم ولی باز خندیدم

سکوتم حرفها دارد ولی چشم و دهان بستم

ببین ای خوب دیروزی کجا بودم کجا هستم





نمیخوام محکومت کنم به از هم گسستن روحم ،

ولی میتونستی

به قد یک صدا

یک نگاه

نفسی کوتاه

آرامم کنی!!

این روزها


اگر خون هم گریه کنی


عمق همدردی دیگران با تو


یک کلمه است :


" آخـــــــی "





عطرهای خوب


شیشه خالی شان هم بعدِ سال ها هنوز بوی عطر می دهد


درست مثل جای تو ...


گردنم درد می کند

از بس همه چیز را گردن من انداختی

دوست نداشتنت را

خیانتت را

بی توجهی هایت را

بهانه گیری هایت را

و در آخر رفتنت را !




گیرم که تمام ِ پیک و خشت و خاج های من آس !


بگو چه کنم..


وقتی تو حُکم به <دلی> میکنی که دست ِ توست ...!









قلمم به پایان رسید


دستم سست شد


چه سرمشقی داده ای به من؟


هنوز هم می نویسم : دل دادن خطاست "





                          



همین خوبه که غیر از تو همه از خاطرم می رن


هنوز گاهی سراغتو از این دیوونه می گیرن


به جز تو همه میدونن واست این زن میمیره


واسه همین جداییتو کسی جدی نمی گیره


همین خوبه که با اینکه چشاتو روی من بستیت


و چند تا خاطره با من هنوزم مشترک هستی


واسه من کافیه اینکه تو از من خاطره داری


به یادشون که میفتی واسه من وقت میذاری


همین خوبه که با اینکه سراغ از من نمی گیری


ولی تا حرف من می شه یه لحظه تو خودت می ری






بازم بهم سر  بزن دوست خوبم 







برچسب‌ها: بیکسی
+ یکشنبه ۲ تیر۱۳۹۲| ۱۳:۲۵ بعد از ظهر||